خرید بک لینک
هرکس آنچنان است که احساسش میکنند... نه آنچنان احساسش میکنند که هست....

برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:58

بیا نگار دل آرای فاطمی شوکت بیا عزیز خدا ای امیر با عزّت ببار حضرت باران که دشت خشکیده ببار بر سر این خاک خشک و بی برکت.......

برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:58

جهان با غربت من چه خواهد کرد؟ جهان با غربت کسی که بوی باران و سپیده خواهد داد و می اندیشد هر روز را باید زیر درخت گیلاس به امید قرارهای بی گاه و اتفاقی بماند....... ....... آری، این درخت گیلاس گاهی مرا به وحشت می اندازد می ترسم یک روز ناگهان همانجا خوابم ببرد و بعد دریایم که درست در وعده گاه مرده ام عاشق مرد ه ای که هرگز نمی تواند حجم اضطراب عشق تو را بر دوش کشد......

برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:58

دیگر این پنجره بگشای که من به ستوه آمدم از این شب تنگ؛ دیرگاهی ست که در خانه همسایه ی من خوانده خروس وین شب تلخ عبوس می فشارد به دلم پای درنگ..............

برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:58

شادمان گفتی از آن عاشق تنها چه خبر؟ خبری نیست، بپرس از غم دنیا چه خبر خاطرم هست رقیبان پر از کینۀ من همنشینان تو بودند، از آنها چه خبر!؟ همه لبتشنه، تو دریایی و من ماهی تنگ از کنارآمدگان با لب دریا چه خبر!؟؟ زاهدی دست به گیسوی رهای تو رساند عاشقی گفت که از عالم بالا چه خبر....؟؟؟

برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:58

صفحه بندی